به گزارش خبرنگار ایبنا، توسعه نئوبانکها در ایران طی سالهای اخیر، ارائه خدمات بانکی را بیش از گذشته به فضای دیجیتال منتقل کرده است؛ با این حال، بحث درباره میزان استقلال این کسبوکارها از بانکهای مادر و فاصله آنها با تعریف واقعی نئوبانک همچنان ادامه دارد.
از یک سو، فعالیت در چارچوب بانکهای موجود میتواند مزیتهایی مانند دسترسی به زیرساخت، مجوز، مدیریت ریسک و الزامات نظارتی را فراهم کند و از سوی دیگر وابستگی بیش از حد ممکن است سرعت نوآوری و امکان طراحی مدلهای جدید کسبوکار را محدود کند.
ضوابط جدید بانک مرکزی نیز با تعریف نئوبانک در قالب «واحد دیجیتال ارائه خدمات بانکی» مؤسسه اعتباری، چارچوب فعالیت این کسبوکارها را مشخصتر کرده است. در این شرایط، پرسش اصلی این است که آیا مدل بانکمحور میتواند مسیر مناسبی برای آینده نئوبانکها باشد یا اینکه باید بهتدریج زمینه برای استقلال بیشتر آنها فراهم شود؟
ناصر باقرپور، کارشناس بانکداری دیجیتال و فعال حوزه فینتک در گفتوگو با خبرنگار ایبنا، مدل بانکمحور را نقطه شروع منطقی نئوبانکها در شرایط فعلی ایران میداند، اما تأکید میکند که این وابستگی نباید به تکرار بانکداری سنتی در یک کانال دیجیتال منجر شود.
باقرپور با اشاره به مدل مناسب توسعه نئوبانک در ایران گفت: در شرایط فعلی، «نئوبانک مبتنی بر بانک» مدل منطقیتری است؛ یعنی نئوبانک در چارچوب مجوز و ترازنامه بانک مادر و بر بستر زیرساختهای پایه آن فعالیت کند، اما در لایههایی مانند محصول، تجربه مشتری، داده، توسعه کسبوکار و نوآوری از اختیار و چابکی بیشتری برخوردار باشد.
به گفته وی، ضوابط جدید بانک مرکزی نیز این مسیر را شفافتر کرده و نئوبانک را در قالب «واحد دیجیتال ارائه خدمات بانکی» مؤسسه اعتباری تعریف کرده است؛ بنابراین در چارچوب فعلی، نئوبانک یک بانک یا مؤسسه اعتباری مستقل نیست، بلکه بخشی از مؤسسه اعتباری محسوب میشود.
این کارشناس بانکداری دیجیتال تأکید کرد: مسئله مهم این است که نئوبانک صرفاً به یک کانال دیجیتال جدید برای ارائه همان محصولات و فرآیندهای بانک سنتی تبدیل نشود. تمایز نئوبانک باید در شناخت بهتر مشتری، تصمیمگیری مبتنی بر داده، شخصیسازی، طراحی متفاوت سفر مشتری و سرعت بیشتر در توسعه محصول شکل بگیرد.
وی افزود: بسیاری از نمونههای فعلی ایران در زمینه افتتاح حساب غیرحضوری، صدور کارت و ارائه خدمات پایه دیجیتال پیشرفت کردهاند، اما نئوبانک بالغ باید فراتر از دیجیتالسازی خدمات حرکت کند و به سمت بازطراحی بانکداری بر اساس داده، رفتار مشتری و نیازهای بخشهای مختلف بازار برود.
باقرپور درباره آینده استقلال نئوبانکها گفت: استقلال یک مفهوم صفر و یک نیست و لزوماً به معنای داشتن مجوز بانکی و Core Banking مستقل نیست. باید میان استقلال حقوقی و ترازنامهای با استقلال در محصول، مدل کسبوکار، تصمیمگیری، داده، فناوری و عملیات تفاوت قائل شد.
وی توضیح داد: میان نئوبانک کاملاً وابسته به بانک مادر و بانک دیجیتال کاملاً مستقل، طیفی از مدلهای میانی وجود دارد. برای مثال، نئوبانک میتواند از مجوز و زیرساخت بانک مادر استفاده کند، اما در طراحی محصول، تجربه مشتری، تحلیل داده، اولویتبندی توسعه و توسعه بازار اختیار بیشتری داشته باشد.
به گفته وی، مدل مشارکت بانک و فینتک نیز میتواند یکی از مسیرهای توسعه باشد؛ در این مدل بانک مسئول مجوز، زیرساخت، مدیریت ریسک و انطباق است و شریک فناوری نقش پررنگتری در محصول، تجربه مشتری و توسعه بازار ایفا میکند.
باقرپور تأکید کرد: بنابراین پرسش اصلی نباید این باشد که نئوبانک مستقل است یا وابسته، بلکه باید مشخص شود در هر لایه چه میزان اختیار، مسئولیت و پاسخگویی برای آن تعریف شده است.
این فعال حوزه فینتک، یکی از مهمترین مزیتهای فعالیت نئوبانک در چارچوب بانک مادر را امکان استفاده از زیرساخت و تجربه عملیاتی یک مؤسسه بانکی دارای مجوز دانست.
وی گفت: نئوبانک میتواند از Core Banking، شبکه پرداخت، نظام تسویه، احراز هویت، کنترل تقلب و سایر زیرساختهای پایه استفاده کند و در مقابل، منابع و تمرکز خود را بیشتر به سمت محصول، تجربه مشتری، داده و نوآوری ببرد.
به گفته باقرپور، بخش مهمی از ریسکهای بنیادین بانکداری مانند نقدینگی، انطباق، مبارزه با پولشویی، امنیت و تداوم کسبوکار نیز در ساختار بانک مادر مدیریت میشود و این موضوع میتواند ریسک فعالیت یک بازیگر دیجیتال را کاهش دهد.
با این حال، وی تأکید کرد که وابستگی به بانک مادر بهتنهایی به معنای مدیریت بهتر ریسک نیست و بانکداری دیجیتال ریسکهای جدیدی مانند حملات سایبری، تقلب دیجیتال، وابستگی به تأمینکنندگان فناوری و اختلالات عملیاتی را نیز به همراه دارد.
باقرپور مهمترین محدودیت وابستگی نئوبانک به بانک مادر را احتمال انتقال ساختارها و فرآیندهای تصمیمگیری بانک سنتی به این واحدها دانست.
وی توضیح داد: توسعه یک محصول جدید در بانک معمولاً نیازمند عبور از لایههای متعدد کنترل، تطبیق، امنیت، فناوری و تصویب است. اگر همین فرآیندها بدون بازطراحی و متناسبسازی با ماهیت یک واحد دیجیتال به نئوبانک منتقل شوند، چرخه توسعه طولانی شده و امکان آزمون سریع، یادگیری از رفتار مشتری و اصلاح محصول کاهش پیدا میکند.
این کارشناس بانکداری دیجیتال افزود: قرار نیست کنترلهای امنیتی و نظارتی حذف شوند، بلکه باید متناسب با سطح ریسک طراحی شوند و در کنار آن، حدود اختیار و مسئولیت واحد دیجیتال نیز روشن باشد.
وی همچنین وابستگی فناوری را یکی دیگر از چالشها دانست و گفت اگر توسعه نئوبانک کاملاً تابع معماری و برنامههای فناوری بانک مادر باشد، ممکن است سرعت پاسخگویی به بازار کاهش پیدا کند. به اعتقاد او، این موضوع درباره دسترسی به داده و طراحی سیاستهای محصول، اعتبار و قیمتگذاری نیز صدق میکند.
باقرپور درباره تجربه سایر کشورها گفت: در دنیا یک الگوی واحد برای نئوبانکها وجود ندارد و مدلهایی مانند بانک دیجیتال مستقل، نئوبانک مبتنی بر بانک و مشارکت بانک و فینتک در بازارهای مختلف مورد استفاده قرار گرفتهاند.
وی با توجه به ساختار نظام بانکی ایران، مدل نئوبانک مبتنی بر بانک را در شرایط فعلی سازگارتر دانست و گفت در ادامه، با تکمیل چارچوبهای تنظیمگری میتوان به سمت مدلهای مشارکتیتر حرکت کرد.
به گفته وی، در چنین مدلی بانک میتواند مسئول مجوز، ترازنامه، زیرساخت و مدیریت ریسک باقی بماند و بازیگر دیجیتال در حوزه محصول، داده، تجربه مشتری و توسعه بازار از چابکی بیشتری برخوردار باشد.
باقرپور اضافه کرد: توسعه مدلهایی مانند Banking-as-a-Service نیز در آینده میتواند قابل بررسی باشد، اما این موضوع نیازمند چارچوب روشن برای همکاری بانک با اشخاص ثالث، حکمرانی داده، تفکیک مسئولیتها و مدیریت ریسک برونسپاری است.
وی درباره احتمال فعالیت مستقل نئوبانکها در آینده نیز گفت: استقلال نباید صرفاً به معنای صدور یک مجوز جدید باشد، بلکه باید چارچوب نظارتی متناسب با ماهیت بانک دیجیتال از ابتدا مشخص شود.
به گفته باقرپور، سرمایه و نقدینگی، مدیریت ریسک، کنترل داخلی، انطباق، امنیت سایبری، تداوم کسبوکار، حفاظت از داده و حریم خصوصی و مدیریت ریسک تأمینکنندگان فناوری، از جمله الزامات چنین مدلی هستند.
وی همچنین بر اهمیت مبارزه با پولشویی، احراز هویت دیجیتال، پایش تراکنشها و حمایت از سپردهگذاران تأکید کرد و افزود: برای یک بازیگر مستقل حتی باید از ابتدا «برنامه خروج و حلوفصل» مشخص باشد تا در صورت شکست مدل کسبوکار یا بروز بحران، فعالیت آن بدون آسیب جدی به سپردهگذاران و ثبات نظام بانکی مدیریت شود.
این فعال حوزه فینتک در جمعبندی آینده نئوبانکها در ایران گفت: آینده این حوزه نه صرفاً استقلال کامل و نه فقط تقویت واحدهای دیجیتال بانکهای موجود است، بلکه باید آن را یک مسیر بلوغ تدریجی دانست.
وی افزود: در کوتاهمدت، تقویت واحدهای دیجیتال بانکها منطقیتر است، مشروط بر اینکه این واحدها فقط یک کانال جدید نباشند و در محصول، داده، تجربه مشتری و توسعه کسبوکار اختیار واقعی داشته باشند.
باقرپور ادامه داد: در میانمدت میتوان زمینه مدلهای مشارکتیتر میان بانکها و فینتکها را فراهم کرد و در بلندمدت، در صورت بلوغ زیرساختهای نظارتی، مدیریت ریسک، امنیت و حمایت از سپردهگذاران، امکان توسعه مدلهای مستقلتر را بررسی کرد.
به گفته وی، جهت حرکت نئوبانک در ایران باید افزایش استقلال در تصمیمگیری، محصول و کسبوکار در کنار حفظ یکپارچگی زیرساختهای پایه، نظارت و کنترل ریسک باشد؛ چراکه در نهایت موفقیت نئوبانک نه به نوع مجوز، بلکه به توانایی آن در خلق یک مدل متفاوت و ارزشآفرین برای مشتری وابسته است.